دعای کمیل — متن عربی با ترجمهٔ فارسی | سادات
Skip to content

دعای کمیل

مجموعه دعاها

گوش دهید

نوع: دعا | منسوب به: امام علی (ع) | زمان توصیه‌شده: شب جمعه | هدف: طلب آمرزش گناهان امام علی (ع) این دعا را به کمیل بن زیاد نخعی تعلیم دادند و سفارش فرمودند که در شب جمعه، یا ماهی یک بار، یا دست‌کم سالی یک بار خوانده شود. آن حضرت فرمودند هر کس این دعا را با اخلاص بخواند، به اذن خداوند از شر دشمنان و نیرنگ فریبکاران در امان خواهد بود و مشمول رحمت و آمرزش الهی می‌شود.

  1. بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

    Bismi-llāhi r-raḥmāni r-raḥīm

    به نام خداوند بخشندهٔ مهربان

  2. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ ٱلَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ

    Allāhumma innī as’aluka biraḥmatika llatī wasiʿat kulla shay’

    بار خدایا! از تو می‌خواهم به رحمتت که هر چیز را فرا گرفته است

  3. وَبِقُوَّتِكَ ٱلَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ

    Wa biquwwatika llatī qaharta bihā kulla shay’

    و به نیرویت که با آن بر هر چیز چیره گشتی

  4. وَخَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ

    Wa khaḍaʿa lahā kullu shay’

    و هر چیز در برابر آن فروتن گشت

  5. وَذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ

    Wa dhalla lahā kullu shay’

    و هر چیز در برابر آن خوار گردید

  6. وَبِجَبَرُوتِكَ ٱلَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ

    Wa bijabarūtika llatī ghalabta bihā kulla shay’

    و به جبروتت که با آن بر هر چیز غالب آمدی

  7. وَبِعِزَّتِكَ ٱلَّتِي لَا يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ

    Wa biʿizzatika llatī lā yaqūmu lahā shay’

    و به عزتت که هیچ چیز در برابر آن پایداری نتواند

  8. وَبِعَظَمَتِكَ ٱلَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْءٍ

    Wa biʿaẓamatika llatī mala’at kulla shay’

    و به عظمتت که هر چیز را پر کرده است

  9. وَبِسُلْطَانِكَ ٱلَّذِي عَلَا كُلَّ شَيْءٍ

    Wa bisulṭānika lladhī ʿalā kulla shay’

    و به سلطنتت که بر هر چیز برتری یافته است

  10. وَبِوَجْهِكَ ٱلْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيْءٍ

    Wa biwajhika l-bāqī baʿda fanā’i kulli shay’

    و به ذات باقی‌ات که پس از نابودی هر چیز برجاست

  11. وَبِأَسْمَائِكَ ٱلَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْءٍ

    Wa bi’asmā’ika llatī mala’at arkāna kulli shay’

    و به نام‌هایت که ارکان هر چیز را پر کرده است

  12. وَبِعِلْمِكَ ٱلَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ

    Wa biʿilmika lladhī aḥāṭa bikulli shay’

    و به دانشت که بر هر چیز احاطه دارد

  13. وَبِنُورِ وَجْهِكَ ٱلَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ

    Wa binūri wajhika lladhī aḍā’a lahu kullu shay’

    و به نور ذاتت که هر چیز به آن روشن گشت

  14. يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ

    Yā nūru yā quddūs

    ای نور! ای پاک و منزه!

  15. يَا أَوَّلَ ٱلْأَوَّلِينَ

    Yā awwala l-awwalīn

    ای نخستین نخستینان

  16. وَيَا آخِرَ ٱلْآخِرِينَ

    Wa yā ākhira l-ākhirīn

    و ای واپسین واپسینان

  17. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِيَ ٱلذُّنُوبَ ٱلَّتِي تَهْتِكُ ٱلْعِصَمَ

    Allāhumma-ghfir liya dh-dhunūba llatī tahtiku l-ʿiṣam

    بار خدایا! گناهانی را که پرده‌های حرمت را می‌درد بر من بیامرز

  18. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِيَ ٱلذُّنُوبَ ٱلَّتِي تُنْزِلُ ٱلنِّقَمَ

    Allāhumma-ghfir liya dh-dhunūba llatī tunzilu n-niqam

    بار خدایا! گناهانی را که کیفرها را فرود می‌آورد بر من بیامرز

  19. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِيَ ٱلذُّنُوبَ ٱلَّتِي تُغَيِّرُ ٱلنِّعَمَ

    Allāhumma-ghfir liya dh-dhunūba llatī tughayyiru n-niʿam

    بار خدایا! گناهانی را که نعمت‌ها را دگرگون می‌سازد بر من بیامرز

  20. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِيَ ٱلذُّنُوبَ ٱلَّتِي تَحْبِسُ ٱلدُّعَاءَ

    Allāhumma-ghfir liya dh-dhunūba llatī taḥbisu d-duʿā’

    بار خدایا! گناهانی را که دعا را باز می‌دارد بر من بیامرز

  21. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِيَ ٱلذُّنُوبَ ٱلَّتِي تَقْطَعُ ٱلرَّجَاءَ

    Allāhumma-ghfir liya dh-dhunūba llatī taqṭaʿu r-rajā’

    بار خدایا! گناهانی را که امید را قطع می‌کند بر من بیامرز

  22. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِيَ ٱلذُّنُوبَ ٱلَّتِي تُنْزِلُ ٱلْبَلَاءَ

    Allāhumma-ghfir liya dh-dhunūba llatī tunzilu l-balā’

    بار خدایا! گناهانی را که بلا را فرود می‌آورد بر من بیامرز

  23. اَللَّهُمَّ ٱغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَكُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا

    Allāhumma-ghfir lī kulla dhanbin adhnabtuhu wa kulla khaṭī’atin akhṭa’tuhā

    بار خدایا! هر گناهی که مرتکب شدم و هر خطایی که کردم بر من بیامرز

  24. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ

    Allāhumma innī ataqarrabu ilayka bidhikrik

    بار خدایا! من با یاد تو به تو نزدیکی می‌جویم

  25. وَأَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَىٰ نَفْسِكَ

    Wa astashfiʿu bika ilā nafsik

    و تو را نزد خودت شفیع می‌آورم

  26. وَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ

    Wa as’aluka bijūdika an tudniyanī min qurbik

    و به بخشندگی‌ات از تو می‌خواهم که مرا به قرب خود نزدیک گردانی

  27. وَأَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ

    Wa an tūziʿanī shukrak

    و اینکه سپاسگزاری خود را به من الهام کنی

  28. وَأَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ

    Wa an tulhimanī dhikrak

    و اینکه یاد خود را به من الهام فرمایی

  29. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ أَنْ تُسَامِحَنِي وَتَرْحَمَنِي

    Allāhumma innī as’aluka su’āla khāḍiʿin mutadhallilin khāshiʿin an tusāmiḥanī wa tarḥamanī

    بار خدایا! از تو می‌خواهم، خواستن بنده‌ای فروتن و خوار و خاشع، که با من مدارا کنی و بر من رحم آوری

  30. وَتَجْعَلَنِي بِقَسَمِكَ رَاضِياً قَانِعاً، وَفِي جَمِيعِ ٱلْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً

    Wa tajʿalanī biqasamika rāḍiyan qāniʿan, wa fī jamīʿi l-aḥwāli mutawāḍiʿan

    و مرا به قسمت خود خشنود و قانع گردانی، و در همهٔ حال‌ها فروتن سازی

  31. اَللَّهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ ٱشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ

    Allāhumma wa as’aluka su’āla mani-shtaddat fāqatuh

    بار خدایا! و از تو می‌خواهم، خواستن کسی که نیازش سخت شده است

  32. وَأَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ ٱلشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ

    Wa anzala bika ʿinda sh-shadā’idi ḥājatah

    و در سختی‌ها نیاز خود را نزد تو فرود آورده است

  33. وَعَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ

    Wa ʿaẓuma fīmā ʿindaka raghbatuh

    و رغبتش به آنچه نزد توست بزرگ گشته است

  34. اَللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَعَلَا مَكَانُكَ

    Allāhumma ʿaẓuma sulṭānuka wa ʿalā makānuk

    بار خدایا! سلطنت تو بزرگ و جایگاه تو بلند است

  35. وَخَفِيَ مَكْرُكَ وَظَهَرَ أَمْرُكَ

    Wa khafiya makruka wa ẓahara amruk

    و تدبیر تو پنهان و فرمان تو آشکار است

  36. وَغَلَبَ قَهْرُكَ وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ

    Wa ghalaba qahruka wa jarat qudratuk

    و قهر تو چیره و قدرت تو جاری است

  37. وَلَا يُمْكِنُ ٱلْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ

    Wa lā yumkinu l-firāru min ḥukūmatik

    و گریز از حکومت تو ممکن نیست

  38. اَللَّهُمَّ لَا أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً

    Allāhumma lā ajidu lidhunūbī ghāfiran

    بار خدایا! برای گناهانم آمرزنده‌ای نمی‌یابم

  39. وَلَا لِقَبَائِحِي سَاتِراً

    Wa lā liqabā’iḥī sātiran

    و برای زشتی‌هایم پوشاننده‌ای

  40. وَلَا لِشَيْءٍ مِنْ عَمَلِيَ ٱلْقَبِيحِ بِٱلْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ

    Wa lā lishay’in min ʿamaliya l-qabīḥi bil-ḥasani mubaddilan ghayrak

    و جز تو کسی را نمی‌یابم که زشتی کردارم را به نیکی بدل کند

  41. لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ

    Lā ilāha illā ant

    خدایی جز تو نیست

  42. سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ

    Subḥānaka wa biḥamdik

    پاک و منزهی تو، و سپاس تو راست

  43. ظَلَمْتُ نَفْسِي

    Ẓalamtu nafsī

    بر خویشتن ستم کردم

  44. وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي

    Wa tajarra’tu bijahlī

    و به نادانی خود گستاخی کردم

  45. وَسَكَنْتُ إِلَىٰ قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَمَنِّكَ عَلَيَّ

    Wa sakantu ilā qadīmi dhikrika lī wa mannika ʿalayy

    و به یاد دیرین تو از من و منت تو بر من دل بستم

  46. اَللَّهُمَّ مَوْلَايَ

    Allāhumma mawlāy

    بار خدایا! ای مولای من!

  47. كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ

    Kam min qabīḥin satartah

    چه بسیار زشتی که آن را پوشاندی!

  48. وَكَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ ٱلْبَلَاءِ أَقَلْتَهُ

    Wa kam min fādiḥin mina l-balā’i aqaltah

    و چه بسیار بلای سنگین که آن را برداشتی!

  49. وَكَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ

    Wa kam min ʿithārin waqaytah

    و چه بسیار لغزش که از آن نگاه داشتی!

  50. وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ

    Wa kam min makrūhin dafaʿtah

    و چه بسیار ناخوشایند که آن را دور کردی!

  51. وَكَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ

    Wa kam min thanā’in jamīlin lastu ahlan lahu nashartah

    و چه بسیار ستایش نیکو که شایستهٔ آن نبودم و تو آن را منتشر ساختی!

  52. اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلَائِي

    Allāhumma ʿaẓuma balā’ī

    بار خدایا! بلای من بزرگ است

  53. وَأَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي

    Wa afraṭa bī sū’u ḥālī

    و بدی حالم از حد گذشت

  54. وَقَصُرَتْ بِي أَعْمَالِي

    Wa qaṣurat bī aʿmālī

    و کردارم مرا کوتاه آورد

  55. وَقَعَدَتْ بِي أَغْلَالِي

    Wa qaʿadat bī aghlālī

    و زنجیرهایم مرا از پای درآورد

  56. وَحَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ آمَالِي

    Wa ḥabasanī ʿan nafʿī buʿdu āmālī

    و دوری آرزوهایم مرا از سودم بازداشت

  57. وَخَدَعَتْنِي ٱلدُّنْيَا بِغُرُورِهَا وَنَفْسِي بِجِنَايَتِهَا وَمِطَالِي

    Wa khadaʿatnī d-dunyā bighurūrihā wa nafsī bijināyatihā wa miṭālī

    و دنیا با فریبش، و نفسم با جنایتش، و تعلل من، مرا فریفتند

  58. يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لَا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَفِعَالِي

    Yā sayyidī fa as’aluka biʿizzatika an lā yaḥjuba ʿanka duʿā’ī sū’u ʿamalī wa fiʿālī

    ای سرور من! پس به عزتت از تو می‌خواهم که بدی کردار و رفتارم دعایم را از تو در حجاب نکند

  59. وَلَا تَفْضَحَنِي بِخَفِيِّ مَا ٱطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي

    Wa lā tafḍaḥanī bikhafiyyi ma-ṭṭalaʿta ʿalayhi min sirrī

    و مرا به نهان‌هایی که از راز من بر آن آگاه شدی رسوا نگردانی

  60. وَلَا تُعَاجِلْنِي بِٱلْعُقُوبَةِ عَلَىٰ مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي

    Wa lā tuʿājilnī bil-ʿuqūbati ʿalā mā ʿamiltuhu fī khalawātī

    و مرا به کیفر آنچه در خلوت‌هایم انجام دادم شتاب نکنی

  61. مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَإِسَاءَتِي

    Min sū’i fiʿlī wa isā’atī

    از بدی کردار و بدرفتاری‌ام

  62. وَدَوَامِ تَفْرِيطِي وَجَهَالَتِي

    Wa dawāmi tafrīṭī wa jahālatī

    و پیوستگی کوتاهی و نادانی‌ام

  63. وَكَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَغَفْلَتِي

    Wa kathrati shahawātī wa ghaflatī

    و فراوانی خواهش‌ها و غفلتم

  64. وَكُنِ ٱللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ ٱلْأَحْوَالِ رَؤُوفاً

    Wa kuni llāhumma biʿizzatika lī fī kulli l-aḥwāli ra’ūfan

    و بار خدایا! به عزتت در همهٔ حال‌ها با من مهربان باش

  65. وَعَلَيَّ فِي جَمِيعِ ٱلْأُمُورِ عَطُوفاً

    Wa ʿalayya fī jamīʿi l-umūri ʿaṭūfan

    و در همهٔ کارها بر من مهرورز باش

  66. إِلَٰهِي وَرَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَٱلنَّظَرَ فِي أَمْرِي

    Ilāhī wa rabbī man lī ghayruka as’aluhu kashfa ḍurrī wa n-naẓara fī amrī

    خدای من و پروردگار من! جز تو چه کسی را دارم که رفع گرفتاری و توجه به کارم را از او بخواهم؟

  67. إِلَٰهِي وَمَوْلَايَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً ٱتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَىٰ نَفْسِي

    Ilāhī wa mawlāya ajrayta ʿalayya ḥukman ittabaʿtu fīhi hawā nafsī

    خدای من و مولای من! بر من حکمی جاری کردی که در آن از هوای نفس خود پیروی کردم

  68. وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي

    Wa lam aḥtaris fīhi min tazyīni ʿaduwwī

    و در آن از آرایش دشمنم پروا نکردم

  69. فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَىٰ وَأَسْعَدَهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ ٱلْقَضَاءُ

    Faghar-ranī bimā ahwā wa asʿadahu ʿalā dhālika l-qaḍā’

    پس مرا به آنچه دوست می‌داشتم فریفت و قضا در آن او را یاری کرد

  70. فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَىٰ عَلَيَّ مِنْ ذَٰلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ

    Fatajāwaztu bimā jarā ʿalayya min dhālika baʿḍa ḥudūdik

    پس در آنچه از آن بر من گذشت، از برخی حدود تو درگذشتم

  71. وَخَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ

    Wa khālaftu baʿḍa awāmirik

    و با برخی فرمان‌های تو مخالفت کردم

  72. فَلَكَ ٱلْحُجَّةُ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَٰلِكَ

    Falaka l-ḥujjatu ʿalayya fī jamīʿi dhālik

    پس در همهٔ آن، حجت از آنِ تو بر من است

  73. وَلَا حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَىٰ عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ

    Wa lā ḥujjata lī fīmā jarā ʿalayya fīhi qaḍā’uk

    و مرا در آنچه قضای تو بر من جاری شد حجتی نیست

  74. وَأَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَبَلَاؤُكَ

    Wa alzamanī ḥukmuka wa balā’uk

    و حکم و آزمون تو مرا ملزم ساخت

  75. وَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَٰهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَإِسْرَافِي عَلَىٰ نَفْسِي

    Wa qad ataytuka yā ilāhī baʿda taqṣīrī wa isrāfī ʿalā nafsī

    و اکنون ای خدای من، پس از کوتاهی و زیاده‌روی بر خویشتن، به سوی تو آمده‌ام

  76. مُعْتَذِراً نَادِماً

    Muʿtadhiran nādiman

    پوزش‌خواه و پشیمان

  77. مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً

    Munkasiran mustaqīlan

    دل‌شکسته و درخواست‌کنندهٔ گذشت

  78. مُسْتَغْفِراً مُنِيباً

    Mustaghfiran munīban

    آمرزش‌خواه و بازگردنده

  79. مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً

    Muqirran mudhʿinan muʿtarifan

    اقرارکننده، سر تسلیم فرود آورنده و اعتراف‌کننده

  80. لَا أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّي

    Lā ajidu mafarran mimmā kāna minnī

    از آنچه از من سر زد گریزگاهی نمی‌یابم

  81. وَلَا مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي

    Wa lā mafzaʿan atawajjahu ilayhi fī amrī

    و نه پناهگاهی که در کار خود به آن روی آورم

  82. غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَإِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةٍ مِنْ رَحْمَتِكَ

    Ghayra qabūlika ʿudhrī wa idkhālika iyyāya fī saʿatin min raḥmatik

    جز آنکه پوزش مرا بپذیری و مرا در گسترهٔ رحمت خود درآوری

  83. اَللَّهُمَّ فَٱقْبَلْ عُذْرِي

    Allāhumma fa-qbal ʿudhrī

    بار خدایا! پس پوزش مرا بپذیر

  84. وَٱرْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي

    Wa-rḥam shiddata ḍurrī

    و بر سختی گرفتاری‌ام رحم آور

  85. وَفُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي

    Wa fukkanī min shaddi wathāqī

    و مرا از سختی بند خویش رها کن

  86. يَا رَبِّ ٱرْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَرِقَّةَ جِلْدِي وَدِقَّةَ عَظْمِي

    Yā rabbi-rḥam ḍaʿfa badanī wa riqqata jildī wa diqqata ʿaẓmī

    پروردگارا! بر ناتوانی تنم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم آور

  87. يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَذِكْرِي وَتَرْبِيَتِي وَبِرِّي وَتَغْذِيَتِي

    Yā man bada’a khalqī wa dhikrī wa tarbiyatī wa birrī wa taghdhiyatī

    ای آن‌که آفرینش و یاد و پرورش و نیکی و روزی مرا آغاز کردی

  88. هَبْنِي لِٱبْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَسَالِفِ بِرِّكَ بِي

    Habnī li-btidā’i karamika wa sālifi birrika bī

    به پاس آغاز کرم خود و نیکی پیشین‌ات به من، مرا ببخش

  89. يَا إِلَٰهِي وَسَيِّدِي وَرَبِّي

    Yā ilāhī wa sayyidī wa rabbī

    ای خدای من و سرور من و پروردگار من!

  90. أَتُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ

    Aturāka muʿadhdhibī binārika baʿda tawḥīdik

    آیا می‌بینم که پس از یگانه‌دانستن تو، مرا به آتش خود عذاب کنی؟

  91. وَبَعْدَ مَا ٱنْطَوَىٰ عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ

    Wa baʿda ma-nṭawā ʿalayhi qalbī min maʿrifatik

    و پس از آنکه دلم معرفت تو را در بر گرفت

  92. وَلَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ

    Wa lahija bihi lisānī min dhikrik

    و زبانم به یاد تو گویا گشت

  93. وَٱعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ

    Wa-ʿtaqadahu ḍamīrī min ḥubbik

    و درونم به محبت تو گروید

  94. وَبَعْدَ صِدْقِ ٱعْتِرَافِي وَدُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ

    Wa baʿda ṣidqi-ʿtirāfī wa duʿā’ī khāḍiʿan lirubūbiyyatik

    و پس از راستی اعتراف و دعای من، در حالی که در برابر ربوبیت تو فروتنم؟

  95. هَيْهَاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ

    Hayhāta anta akramu min an tuḍayyiʿa man rabbaytah

    هرگز! تو کریم‌تر از آنی که پروردهٔ خود را تباه سازی

  96. أَوْ تُبْعِدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ

    Aw tubʿida man adnaytah

    یا آن را که نزدیک ساختی دور کنی

  97. أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ

    Aw tusharrida man āwaytah

    یا آن را که پناه دادی آواره سازی

  98. أَوْ تُسْلِمَ إِلَى ٱلْبَلَاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ

    Aw tuslima ila l-balā’i man kafaytahu wa raḥimtah

    یا آن را که کفایت کردی و بر او رحم آوردی به بلا بسپاری

  99. وَلَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَإِلَٰهِي وَمَوْلَايَ

    Wa layta shiʿrī yā sayyidī wa ilāhī wa mawlāy

    ای کاش می‌دانستم، ای سرور و خدای و مولای من

  100. أَتُسَلِّطُ ٱلنَّارَ عَلَىٰ وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً

    Atusalliṭu n-nāra ʿalā wujūhin kharrat liʿaẓamatika sājidah

    آیا آتش را بر چهره‌هایی مسلط می‌کنی که در برابر عظمت تو به سجده افتاده‌اند؟

  101. وَعَلَىٰ أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً وَبِشُكْرِكَ مَادِحَةً

    Wa ʿalā alsunin naṭaqat bitawḥīdika ṣādiqatan wa bishukrika mādiḥah

    و بر زبان‌هایی که به راستی به یگانگی تو گویا شدند و به سپاس تو ستایشگر بودند؟

  102. وَعَلَىٰ قُلُوبٍ ٱعْتَرَفَتْ بِإِلَٰهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً

    Wa ʿalā qulūbin-iʿtarafat bi’ilāhiyyatika muḥaqqiqah

    و بر دل‌هایی که با یقین به الوهیت تو اعتراف کردند؟

  103. وَعَلَىٰ ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ ٱلْعِلْمِ بِكَ حَتَّىٰ صَارَتْ خَاشِعَةً

    Wa ʿalā ḍamā’ira ḥawat mina l-ʿilmi bika ḥattā ṣārat khāshiʿah

    و بر درون‌هایی که از دانش تو چنان لبریز شدند تا خاشع گشتند؟

  104. وَعَلَىٰ جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَىٰ أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً وَأَشَارَتْ بِٱسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً

    Wa ʿalā jawāriḥa saʿat ilā awṭāni taʿabbudika ṭā’iʿatan wa ashārat bi-stighfārika mudhʿinah

    و بر اندام‌هایی که فرمانبردارانه به سوی جایگاه‌های عبادت تو شتافتند و سر به تسلیم، آمرزش تو را جستند؟

  105. مَا هَٰكَذَا ٱلظَّنُّ بِكَ وَلَا أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ

    Mā hākadhā ẓ-ẓannu bika wa lā ukhbirnā bifaḍlika ʿanka

    گمان به تو چنین نیست، و به فضل تو، دربارهٔ تو چنین به ما خبر نداده‌اند

  106. يَا كَرِيمُ، يَا رَبِّ

    Yā karīmu, yā rabb

    ای کریم! ای پروردگار من!

  107. وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلَاءِ ٱلدُّنْيَا وَعُقُوبَاتِهَا

    Wa anta taʿlamu ḍaʿfī ʿan qalīlin min balā’i d-dunyā wa ʿuqūbātihā

    و تو ناتوانی مرا در برابر اندکی از بلای دنیا و کیفرهای آن می‌دانی

  108. وَمَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ ٱلْمَكَارِهِ عَلَىٰ أَهْلِهَا

    Wa mā yajrī fīhā mina l-makārihi ʿalā ahlihā

    و آنچه از ناخوشایندی‌ها بر اهل آن می‌گذرد

  109. عَلَىٰ أَنَّ ذَٰلِكَ بَلَاءٌ وَمَكْرُوهٌ، قَلِيلٌ مَكْثُهُ، يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ، قَصِيرٌ مُدَّتُهُ

    ʿAlā anna dhālika balā’un wa makrūhun, qalīlun makthuh, yasīrun baqā’uh, qaṣīrun muddatuh

    با آنکه آن بلا و ناخوشایندی است که درنگش اندک، ماندگاری‌اش ناچیز و مدتش کوتاه است

  110. فَكَيْفَ ٱحْتِمَالِي لِبَلَاءِ ٱلْآخِرَةِ وَجَلِيلِ وُقُوعِ ٱلْمَكَارِهِ فِيهَا

    Fakayfa-ḥtimālī libalā’i l-ākhirati wa jalīli wuqūʿi l-makārihi fīhā

    پس چگونه بلای آخرت و رخدادهای سهمگین ناخوشایند در آن را تاب آورم؟

  111. وَهُوَ بَلَاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقَامُهُ، وَلَا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ

    Wa huwa balā’un taṭūlu muddatuh, wa yadūmu maqāmuh, wa lā yukhaffafu ʿan ahlih

    و آن بلایی است که مدتش دراز، جایگاهش پایدار و از اهلش تخفیف داده نمی‌شود

  112. لِأَنَّهُ لَا يَكُونُ إِلَّا عَنْ غَضَبِكَ وَٱنْتِقَامِكَ وَسَخَطِكَ

    Li’annahu lā yakūnu illā ʿan ghaḍabika wa-ntiqāmika wa sakhaṭik

    زیرا آن جز از خشم و انتقام و ناخشنودی تو نیست

  113. وَهَٰذَا مَا لَا تَقُومُ لَهُ ٱلسَّمَاوَاتُ وَٱلْأَرْضُ

    Wa hādhā mā lā taqūmu lahu s-samāwātu wal-arḍ

    و این چیزی است که آسمان‌ها و زمین تاب آن را ندارند

  114. يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ بِي

    Yā sayyidī fakayfa bī

    ای سرور من! پس حال من چگونه باشد؟

  115. وَأَنَا عَبْدُكَ ٱلضَّعِيفُ ٱلذَّلِيلُ ٱلْحَقِيرُ ٱلْمِسْكِينُ ٱلْمُسْتَكِينُ

    Wa anā ʿabduka ḍ-ḍaʿīfu dh-dhalīlu l-ḥaqīru l-miskīnu l-mustakīn

    و من بندهٔ ناتوان، خوار، بی‌مقدار، بینوا و درماندهٔ توام

  116. يَا إِلَٰهِي وَرَبِّي وَسَيِّدِي وَمَوْلَايَ

    Yā ilāhī wa rabbī wa sayyidī wa mawlāy

    ای خدای من! ای پروردگار من! ای سرور من! ای مولای من!

  117. لِأَيِّ ٱلْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو

    Li’ayyi l-umūri ilayka ashkū

    از کدام کارها به تو شکایت کنم؟

  118. وَلِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَأَبْكِي

    Wa limā minhā aḍijju wa abkī

    و برای کدام یک از آن‌ها ناله کنم و بگریم؟

  119. لِأَلِيمِ ٱلْعَذَابِ وَشِدَّتِهِ

    Li’alīmi l-ʿadhābi wa shiddatih

    برای عذاب دردناک و سختی آن؟

  120. أَمْ لِطُولِ ٱلْبَلَاءِ وَمُدَّتِهِ

    Am liṭūli l-balā’i wa muddatih

    یا برای درازی بلا و مدت آن؟

  121. فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ

    Fala’in ṣayyartanī lil-ʿuqūbāti maʿa aʿdā’ik

    پس اگر مرا با دشمنانت به کیفرها بسپاری

  122. وَجَمَعْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَهْلِ بَلَائِكَ

    Wa jamaʿta baynī wa bayna ahli balā’ik

    و مرا با اهل بلای خود گرد آوری

  123. وَفَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيَائِكَ

    Wa farraqta baynī wa bayna aḥibbā’ika wa awliyā’ik

    و میان من و دوستان و اولیای خود جدایی افکنی

  124. فَهَبْنِي يَا إِلَٰهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلَايَ وَرَبِّي صَبَرْتُ عَلَىٰ عَذَابِكَ

    Fahabnī yā ilāhī wa sayyidī wa mawlāya wa rabbī ṣabartu ʿalā ʿadhābik

    پس ای خدا و سرور و مولا و پروردگار من! فرض کن که بر عذاب تو شکیبایی ورزیدم

  125. فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِرَاقِكَ

    Fakayfa aṣbiru ʿalā firāqik

    پس چگونه بر فراق تو شکیبا باشم؟

  126. وَهَبْنِي صَبَرْتُ عَلَىٰ حَرِّ نَارِكَ

    Wa habnī ṣabartu ʿalā ḥarri nārik

    و فرض کن که بر گرمای آتش تو شکیبایی کردم

  127. فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ ٱلنَّظَرِ إِلَىٰ كَرَامَتِكَ

    Fakayfa aṣbiru ʿani n-naẓari ilā karāmatik

    پس چگونه از نگریستن به کرامت تو شکیبا باشم؟

  128. أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي ٱلنَّارِ وَرَجَائِي عَفْوُكَ

    Am kayfa askunu fi n-nāri wa rajā’ī ʿafwuk

    یا چگونه در آتش بمانم در حالی که امیدم عفو توست؟

  129. فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَمَوْلَايَ أُقْسِمُ صَادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً

    Fabiʿizzatika yā sayyidī wa mawlāya uqsimu ṣādiqan, la’in taraktanī nāṭiqan

    پس به عزتت، ای سرور و مولای من، به راستی سوگند می‌خورم که اگر مرا گویا واگذاری

  130. لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ ٱلْآمِلِينَ

    La’aḍijjanna ilayka bayna ahlihā ḍajīja l-āmilīn

    همانا در میان اهل آن، به سوی تو چون امیدواران ناله سر خواهم داد

  131. وَلَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ ٱلْمُسْتَصْرِخِينَ

    Wa la’aṣrukhanna ilayka ṣurākha l-mustaṣrikhīn

    و به سوی تو چون فریادخواهان فریاد خواهم زد

  132. وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ ٱلْفَاقِدِينَ

    Wa la’abkiyanna ʿalayka bukā’a l-fāqidīn

    و بر تو چون داغ‌دیدگان خواهم گریست

  133. وَلَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ ٱلْمُؤْمِنِينَ

    Wa la’unādiyannaka ayna kunta yā waliyya l-mu’minīn

    و تو را ندا خواهم داد: کجایی ای سرپرست مؤمنان؟

  134. يَا غَايَةَ آمَالِ ٱلْعَارِفِينَ

    Yā ghāyata āmāli l-ʿārifīn

    ای نهایت آرزوهای عارفان

  135. يَا غِيَاثَ ٱلْمُسْتَغِيثِينَ

    Yā ghiyātha l-mustaghīthīn

    ای فریادرس فریادخواهان

  136. يَا حَبِيبَ قُلُوبِ ٱلصَّادِقِينَ

    Yā ḥabība qulūbi ṣ-ṣādiqīn

    ای محبوب دل‌های راستگویان

  137. وَيَا إِلَٰهَ ٱلْعَالَمِينَ

    Wa yā ilāha l-ʿālamīn

    و ای خدای جهانیان

  138. أَفَتُرَاكَ، سُبْحَانَكَ يَا إِلَٰهِي وَبِحَمْدِكَ، تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ

    Afaturāka, subḥānaka yā ilāhī wa biḥamdik, tasmaʿu fīhā ṣawta ʿabdin muslim

    آیا می‌بینم — پاک و منزهی تو ای خدای من و سپاس تو راست — که در آن، صدای بنده‌ای تسلیم را بشنوی

  139. سُجِنَ فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ

    Sujina fīhā bimukhālafatih

    که به سبب نافرمانی‌اش در آن زندانی شده

  140. وَذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ

    Wa dhāqa ṭaʿma ʿadhābihā bimaʿṣiyatih

    و به سبب گناهش طعم عذاب آن را چشیده

  141. وَحُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَجَرِيرَتِهِ

    Wa ḥubisa bayna aṭbāqihā bijurmihi wa jarīratih

    و به جرم و گناه خود در میان طبقات آن محبوس گشته

  142. وَهُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ

    Wa huwa yaḍijju ilayka ḍajīja mu’ammilin liraḥmatik

    در حالی که به سوی تو چون امیدوار به رحمتت ناله می‌کند

  143. وَيُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ

    Wa yunādīka bilisāni ahli tawḥīdik

    و تو را به زبان اهل توحیدت ندا می‌دهد

  144. وَيَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ

    Wa yatawassalu ilayka birubūbiyyatik

    و به ربوبیت تو به تو توسل می‌جوید

  145. يَا مَوْلَايَ فَكَيْفَ يَبْقَىٰ فِي ٱلْعَذَابِ وَهُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ

    Yā mawlāya fakayfa yabqā fi l-ʿadhābi wa huwa yarjū mā salafa min ḥilmik

    ای مولای من! پس چگونه در عذاب بماند در حالی که به بردباری پیشین تو امید دارد؟

  146. أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ ٱلنَّارُ وَهُوَ يَأْمَلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ

    Am kayfa tu’limuhu n-nāru wa huwa ya’malu faḍlaka wa raḥmatak

    یا چگونه آتش او را بیازارد در حالی که به فضل و رحمت تو امید دارد؟

  147. أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَأَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرَىٰ مَكَانَهُ

    Am kayfa yuḥriquhu lahībuhā wa anta tasmaʿu ṣawtahu wa tarā makānah

    یا چگونه شعله‌اش او را بسوزاند در حالی که تو صدایش را می‌شنوی و جایگاهش را می‌بینی؟

  148. أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ

    Am kayfa yashtamilu ʿalayhi zafīruhā wa anta taʿlamu ḍaʿfah

    یا چگونه خروش آن او را فرا گیرد در حالی که تو ناتوانی‌اش را می‌دانی؟

  149. أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَأَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ

    Am kayfa yataqalqalu bayna aṭbāqihā wa anta taʿlamu ṣidqah

    یا چگونه در میان طبقات آن بی‌قرار شود در حالی که تو راستی‌اش را می‌دانی؟

  150. أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَهُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهُ

    Am kayfa tazjuruhu zabāniyatuhā wa huwa yunādīka yā rabbah

    یا چگونه نگهبانانش او را برانند در حالی که تو را ندا می‌دهد: ای پروردگار من!

  151. أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ فِيهَا

    Am kayfa yarjū faḍlaka fī ʿitqihi minhā fatatrukuhu fīhā

    یا چگونه به فضل تو در رهایی از آن امید بندد و تو او را در آن واگذاری؟

  152. هَيْهَاتَ مَا ذَٰلِكَ ٱلظَّنُّ بِكَ

    Hayhāta mā dhālika ẓ-ẓannu bik

    هرگز! گمان به تو چنین نیست

  153. وَلَا ٱلْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ

    Wa la l-maʿrūfu min faḍlik

    و نه آنچه از فضل تو شناخته شده است

  154. وَلَا مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ ٱلْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ

    Wa lā mushbihun limā ʿāmalta bihi l-muwaḥḥidīna min birrika wa iḥsānik

    و نه همانند نیکی و احسانی است که با موحدان روا داشته‌ای

  155. فَبِٱلْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْلَا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ

    Fabil-yaqīni aqṭaʿu lawlā mā ḥakamta bihi min taʿdhībi jāḥidīk

    پس به یقین می‌گویم که اگر آنچه دربارهٔ عذاب منکرانت حکم کردی نبود

  156. وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلَادِ مُعَانِدِيكَ

    Wa qaḍayta bihi min ikhlādi muʿānidīk

    و آنچه دربارهٔ جاودانگی ستیزه‌جویانت مقرر داشتی

  157. لَجَعَلْتَ ٱلنَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَسَلَاماً

    Lajaʿalta n-nāra kullahā bardan wa salāman

    همانا همهٔ آتش را سرد و سلامت می‌ساختی

  158. وَمَا كَانَ لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَلَا مُقَاماً

    Wa mā kāna li’aḥadin fīhā maqarran wa lā muqāman

    و کسی را در آن قرارگاه و جایگاهی نبود

  159. لَٰكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ ٱلْكَافِرِينَ

    Lākinnaka taqaddasat asmā’uka aqsamta an tamla’ahā mina l-kāfirīn

    ولی تو — نام‌هایت مقدس باد — سوگند یاد کردی که آن را از کافران پر کنی

  160. مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ

    Mina l-jinnati wa n-nāsi ajmaʿīn

    از جنیان و آدمیان، همگی

  161. وَأَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا ٱلْمُعَانِدِينَ

    Wa an tukhallida fīhā l-muʿānidīn

    و اینکه ستیزه‌جویان را در آن جاودانه سازی

  162. وَأَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِٱلْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً

    Wa anta jalla thanā’uka qulta mubtadi’an, wa taṭawwalta bil-inʿāmi mutakarriman

    و تو — ستایشت والاست — از سر آغاز فرمودی و به کرم، نعمت بخشیدی

  163. أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لَا يَسْتَوُونَ

    Afaman kāna mu’minan kaman kāna fāsiqan lā yastawūn

    “آیا کسی که مؤمن است همانند کسی است که فاسق است؟ آنان برابر نیستند.”

    Quranic verse — Surah as-Sajdah 32:18

  164. إِلَٰهِي وَسَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِٱلْقُدْرَةِ ٱلَّتِي قَدَّرْتَهَا

    Ilāhī wa sayyidī fa as’aluka bil-qudrati llatī qaddartahā

    خدای من و سرور من! پس از تو می‌خواهم به آن قدرتی که مقدر ساختی

  165. وَبِٱلْقَضِيَّةِ ٱلَّتِي حَتَمْتَهَا وَحَكَمْتَهَا وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا

    Wa bil-qaḍiyyati llatī ḥatamtahā wa ḥakamtahā wa ghalabta man ʿalayhi ajraytahā

    و به آن حکمی که حتمی و مقرر ساختی و بر کسی که آن را بر او جاری کردی چیره گشتی

  166. أَنْ تَهَبَ لِي، فِي هَٰذِهِ ٱللَّيْلَةِ، وَفِي هَٰذِهِ ٱلسَّاعَةِ

    An tahaba lī, fī hādhihi l-laylati, wa fī hādhihi s-sāʿah

    که در این شب و در این ساعت بر من ببخشایی

  167. كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ

    Kulla jurmin ajramtuh

    هر جرمی که مرتکب شدم

  168. وَكُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ

    Wa kulla dhanbin adhnabtuh

    و هر گناهی که انجام دادم

  169. وَكُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ

    Wa kulla qabīḥin asrartuh

    و هر زشتی که پنهان داشتم

  170. وَكُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ

    Wa kulla jahlin ʿamiltuh

    و هر نادانی که به جا آوردم

  171. كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ

    Katamtuhu aw aʿlantuh

    چه آن را نهان داشتم و چه آشکار کردم

  172. أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ

    Akhfaytuhu aw aẓhartuh

    یا آن را پوشیدم یا هویدا ساختم

  173. وَكُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا ٱلْكِرَامَ ٱلْكَاتِبِينَ

    Wa kulla sayyi’atin amarta bi’ithbātihā l-kirāma l-kātibīn

    و هر بدی که به نویسندگان بزرگوار فرمان دادی آن را ثبت کنند

  174. ٱلَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي

    Alladhīna wakkaltahum biḥifẓi mā yakūnu minnī

    همانان که آنان را بر نگهداری آنچه از من سر می‌زند گماشتی

  175. وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي

    Wa jaʿaltahum shuhūdan ʿalayya maʿa jawāriḥī

    و آنان را همراه اندام‌هایم گواهانی بر من قرار دادی

  176. وَكُنْتَ أَنْتَ ٱلرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ

    Wa kunta anta r-raqība ʿalayya min warā’ihim

    و تو خود از پس آنان مراقب من بودی

  177. وَٱلشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُمْ

    Wa sh-shāhida limā khafiya ʿanhum

    و گواه آنچه از آنان پنهان ماند

  178. وَبِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ

    Wa biraḥmatika akhfaytah

    و به رحمت خود آن را پنهان داشتی

  179. وَبِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ

    Wa bifaḍlika satartah

    و به فضل خود آن را پوشاندی

  180. وَأَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ تُنْزِلُهُ

    Wa an tuwaffira ḥaẓẓī min kulli khayrin tunziluh

    و اینکه بهرهٔ مرا از هر خیری که فرو می‌فرستی فراوان گردانی

  181. أَوْ إِحْسَانٍ تُفْضِلُهُ

    Aw iḥsānin tufḍiluh

    یا احسانی که ارزانی می‌داری

  182. أَوْ بِرٍّ تَنْشِرُهُ

    Aw birrin tanshiruh

    یا نیکی که می‌گسترانی

  183. أَوْ رِزْقٍ تَبْسُطُهُ

    Aw rizqin tabsuṭuh

    یا روزی که می‌گشایی

  184. أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ

    Aw dhanbin taghfiruh

    یا گناهی که می‌آمرزی

  185. أَوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ

    Aw khaṭa’in tasturuh

    یا خطایی که می‌پوشانی

  186. يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

    Yā rabbi yā rabbi yā rabb

    ای پروردگار من! ای پروردگار من! ای پروردگار من!

  187. يَا إِلَٰهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلَايَ وَمَالِكَ رِقِّي

    Yā ilāhī wa sayyidī wa mawlāya wa mālika riqqī

    ای خدای من! ای سرور من! ای مولای من! ای مالک بندگی من!

  188. يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي

    Yā man biyadihi nāṣiyatī

    ای آن‌که پیشانی من به دست اوست!

  189. يَا عَلِيماً بِضُرِّي وَمَسْكَنَتِي

    Yā ʿalīman biḍurrī wa maskanatī

    ای دانای گرفتاری و بینوایی من!

  190. يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَفَاقَتِي

    Yā khabīran bifaqrī wa fāqatī

    ای آگاه از تنگدستی و نیازمندی من!

  191. يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

    Yā rabbi yā rabbi yā rabb

    ای پروردگار من! ای پروردگار من! ای پروردگار من!

  192. أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ

    As’aluka biḥaqqika wa qudsik

    از تو می‌خواهم به حق و قدس تو

  193. وَأَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَأَسْمَائِكَ

    Wa aʿẓami ṣifātika wa asmā’ik

    و به بزرگ‌ترین صفات و نام‌هایت

  194. أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي فِي ٱللَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً

    An tajʿala awqātī fi l-layli wa n-nahāri bidhikrika maʿmūrah

    که اوقات مرا در شب و روز به یاد خود آباد گردانی

  195. وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً

    Wa bikhidmatika mawṣūlah

    و به خدمت خود پیوسته سازی

  196. وَأَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً

    Wa aʿmālī ʿindaka maqbūlah

    و کردارم را نزد خود پذیرفته گردانی

  197. حَتَّىٰ تَكُونَ أَعْمَالِي وَأَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً

    Ḥattā takūna aʿmālī wa awrādī kulluhā wirdan wāḥidan

    تا کردارها و اورادم همگی یک ورد گردد

  198. وَحَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً

    Wa ḥālī fī khidmatika sarmadan

    و حال من در خدمت تو جاودانه باشد

  199. يَا سَيِّدِي، يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِي

    Yā sayyidī, yā man ʿalayhi muʿawwalī

    ای سرور من! ای آن‌که تکیه‌گاه من است!

  200. يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالِي

    Yā man ilayhi shakawtu aḥwālī

    ای آن‌که حال‌های خود را به او شکایت بردم!

  201. يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ

    Yā rabbi yā rabbi yā rabb

    ای پروردگار من! ای پروردگار من! ای پروردگار من!

  202. قَوِّ عَلَىٰ خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي

    Qawwi ʿalā khidmatika jawāriḥī

    اندام‌هایم را بر خدمت خود نیرومند گردان

  203. وَٱشْدُدْ عَلَى ٱلْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي

    Wa-shdud ʿala l-ʿazīmati jawāniḥī

    و پهلوهایم را بر عزم استوار ساز

  204. وَهَبْ لِيَ ٱلْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ

    Wa hab liya l-jidda fī khashyatik

    و کوشش در ترس از خود را به من ببخش

  205. وَٱلدَّوَامَ فِي ٱلِٱتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ

    Wa d-dawāma fi l-ittiṣāli bikhidmatik

    و پیوستگی در اتصال به خدمت خود

  206. حَتَّىٰ أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ ٱلسَّابِقِينَ

    Ḥattā asraḥa ilayka fī mayādīni s-sābiqīn

    تا در میدان‌های پیشتازان به سوی تو روان گردم

  207. وَأُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي ٱلْمُبَادِرِينَ

    Wa usriʿa ilayka fi l-mubādirīn

    و در میان شتابندگان به سوی تو بشتابم

  208. وَأَشْتَاقَ إِلَىٰ قُرْبِكَ فِي ٱلْمُشْتَاقِينَ

    Wa ashtāqa ilā qurbika fi l-mushtāqīn

    و در میان مشتاقان به قرب تو شوق ورزم

  209. وَأَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ ٱلْمُخْلِصِينَ

    Wa adnuwa minka dunuwwa l-mukhliṣīn

    و به نزدیکی مخلصان به تو نزدیک شوم

  210. وَأَخَافَكَ مَخَافَةَ ٱلْمُوقِنِينَ

    Wa akhāfaka makhāfata l-mūqinīn

    و با ترس اهل یقین از تو بترسم

  211. وَأَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ

    Wa ajtamiʿa fī jiwārika maʿa l-mu’minīn

    و در جوار تو با مؤمنان گرد آیم

  212. اَللَّهُمَّ وَمَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ

    Allāhumma wa man arādanī bisū’in fa’irdah

    بار خدایا! هر که برای من بدی خواهد، تو برای او همان خواه

  213. وَمَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ

    Wa man kādanī fakidh

    و هر که با من نیرنگ کند، با او نیرنگ کن

  214. وَٱجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ

    Wa-jʿalnī min aḥsani ʿabīdika naṣīban ʿindak

    و مرا از بهترین بندگانت در بهره نزد خود قرار ده

  215. وَأَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ

    Wa aqrabihim manzilatan mink

    و نزدیک‌ترین آنان از نظر منزلت به تو

  216. وَأَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ

    Wa akhaṣṣihim zulfatan ladayk

    و ویژه‌ترین آنان در تقرب نزد تو

  217. فَإِنَّهُ لَا يُنَالُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِفَضْلِكَ

    Fa’innahu lā yunālu dhālika illā bifaḍlik

    زیرا آن جز به فضل تو به دست نمی‌آید

  218. وَجُدْ لِي بِجُودِكَ

    Wa jud lī bijūdik

    و به بخشندگی خود بر من ببخش

  219. وَٱعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ

    Wa-ʿṭif ʿalayya bimajdik

    و به بزرگواری خود بر من مهر ورز

  220. وَٱحْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ

    Wa-ḥfaẓnī biraḥmatik

    و مرا به رحمت خود نگاه دار

  221. وَٱجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجاً

    Wa-jʿal lisānī bidhikrika lahijan

    و زبانم را به یاد خود گویا گردان

  222. وَقَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً

    Wa qalbī biḥubbika mutayyaman

    و دلم را شیفتهٔ محبت خود ساز

  223. وَمُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ

    Wa munna ʿalayya biḥusni ijābatik

    و به نیکویی اجابت خود بر من منت نه

  224. وَأَقِلْنِي عَثْرَتِي

    Wa aqilnī ʿathratī

    و لغزشم را نادیده گیر

  225. وَٱغْفِرْ زَلَّتِي

    Wa-ghfir zallatī

    و خطایم را بیامرز

  226. فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَىٰ عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ

    Fa’innaka qaḍayta ʿalā ʿibādika biʿibādatik

    زیرا تو بر بندگانت عبادت خود را مقرر داشتی

  227. وَأَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ

    Wa amartahum biduʿā’ik

    و آنان را به خواندن خود فرمان دادی

  228. وَضَمِنْتَ لَهُمُ ٱلْإِجَابَةَ

    Wa ḍaminta lahumu l-ijābah

    و اجابت را برایشان تضمین کردی

  229. فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي

    Fa’ilayka yā rabbi naṣabtu wajhī

    پس ای پروردگار من، روی خود را به سوی تو کردم

  230. وَإِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي

    Wa ilayka yā rabbi madadtu yadī

    و ای پروردگار من، دست خود را به سوی تو دراز کردم

  231. فَبِعِزَّتِكَ ٱسْتَجِبْ لِي دُعَائِي

    Fabiʿizzatika-stajib lī duʿā’ī

    پس به عزتت دعایم را اجابت کن

  232. وَبَلِّغْنِي مُنَايَ

    Wa balligh-nī munāy

    و مرا به آرزویم برسان

  233. وَلَا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِي

    Wa lā taqṭaʿ min faḍlika rajā’ī

    و امیدم را از فضل خود قطع مکن

  234. وَٱكْفِنِي شَرَّ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي

    Wa-kfinī sharra l-jinni wal-insi min aʿdā’ī

    و مرا از شر دشمنانم از جن و انس کفایت کن

  235. يَا سَرِيعَ ٱلرِّضَا

    Yā sarīʿa r-riḍā

    ای زودخشنود!

  236. ٱغْفِرْ لِمَنْ لَا يَمْلِكُ إِلَّا ٱلدُّعَاءَ

    Ighfir liman lā yamliku illa d-duʿā’

    بیامرز کسی را که جز دعا چیزی ندارد

  237. فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ

    Fa’innaka faʿʿālun limā tashā’

    زیرا تو هر چه خواهی انجام می‌دهی

  238. يَا مَنِ ٱسْمُهُ دَوَاءٌ

    Yā mani-smuhu dawā’

    ای آن‌که نامش دارو است

  239. وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ

    Wa dhikruhu shifā’

    و یادش شفا است

  240. وَطَاعَتُهُ غِنًى

    Wa ṭāʿatuhu ghinan

    و طاعتش بی‌نیازی است

  241. ٱرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ ٱلرَّجَاءُ

    Irḥam man ra’su mālihi r-rajā’

    بر کسی رحم کن که سرمایه‌اش امید است

  242. وَسِلَاحُهُ ٱلْبُكَاءُ

    Wa silāḥuhu l-bukā’

    و سلاحش گریه است

  243. يَا سَابِغَ ٱلنِّعَمِ

    Yā sābigha n-niʿam

    ای فراوان‌بخش نعمت‌ها!

  244. يَا دَافِعَ ٱلنِّقَمِ

    Yā dāfiʿa n-niqam

    ای دفع‌کنندهٔ کیفرها!

  245. يَا نُورَ ٱلْمُسْتَوْحِشِينَ فِي ٱلظُّلَمِ

    Yā nūra l-mustawḥishīna fi ẓ-ẓulam

    ای نور وحشت‌زدگان در تاریکی‌ها!

  246. يَا عَالِماً لَا يُعَلَّمُ

    Yā ʿāliman lā yuʿallam

    ای دانایی که آموزش ندیده است!

  247. صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

    Ṣalli ʿalā Muḥammadin wa āli Muḥammad

    بر محمد و خاندان محمد درود فرست

  248. وَٱفْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ

    Wa-fʿal bī mā anta ahluh

    و با من چنان کن که شایستهٔ توست

  249. وَصَلَّى ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَٱلْأَئِمَّةِ ٱلْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ

    Wa ṣalla llāhu ʿalā rasūlihi wal-a’immati l-mayāmīni min ālih

    و درود خدا بر فرستادهٔ او و امامان با برکت از خاندانش

  250. وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً

    Wa sallama taslīman kathīran

    و سلام فراوان فرستد

## اهمیت دعای کمیل دعای کمیل یکی از مشهورترین و عمیق‌ترین دعاهای اسلامی است که توسط کمیل بن زیاد نخعی، یار وفادار و محرم اسرار امام علی (ع)، از آن حضرت نقل شده است. بنابر نقل علامه مجلسی، امام علی (ع) در مسجد بصره درباره فضیلت شب نیمه شعبان سخن فرمودند و بیان کردند که هر کس آن شب را به عبادت بگذراند و دعای حضرت خضر (ع) را بخواند، دعایش به اذن خداوند مستجاب خواهد شد. پس از پایان مجلس، کمیل از امام علی (ع) درخواست کرد که دعای حضرت خضر (ع) را به او بیاموزند. امام (ع) دعا را برای او املا کردند و سفارش نمودند آن را حفظ کند. همچنین فرمودند این دعا در شب جمعه، یا ماهی یک بار، یا دست‌کم سالی یک بار خوانده شود. امام علی (ع) فرمودند که خداوند به برکت این دعا انسان را از شر دشمنان و نیرنگ فریبکاران حفظ می‌کند. به پاس وفاداری، درک و همراهی کمیل، این دعای گران‌بها به او سپرده شد و از آن زمان به نام «دعای کمیل» شناخته می‌شود.

شمارنده، صوت و مطالعهٔ آفلاین در اپلیکیشن.

سادات را همراه داشته باشید

تجربهٔ کامل — مطالعهٔ آفلاین، صوت، یادآورها و نشانک‌ها — در اپلیکیشن است.

به‌زودیApp Storeبه‌زودیGoogle Play